رشيد الدين فضل الله همدانى
مقدمهء مصحح 15
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
نمىتواند باشد . - و او از سر تفنّن به اينگونه كارها نظرى مىافگنده است . امّا اين از زودباورى است كه گمان بريم رشيد الدّين وزير پرمشغله ، خود به بازنويسى تاريخ يمينى بپردازد ، يا از جهانگشاى جوينى ، تاريخ خوارزمشاهيان را التقاط كند ، و از سلجوقنامهء ظهير الدّين نيشابورى تاريخ آل سلچوق را بپردازد ، و تاريخ وصّاف را تلخيص كند تا تاريخ سلغريان به صورت كتاب بازآيد . من در پيشگفتار خود بر تاريخنامهء طبرى آوردهام كه هرگز بدين پندار دل نبستهام كه ابو على بلعمى وزير سامانيان در نگارش تاريخنامه دستى داشته باشد ؛ هرچند پدر او ابو الفضل بلعمى از دانشمندان عصر خود بوده است ! ما به روزگار خود از اينگونه مؤلّفان آثار چندين و چند تن را به نام و نشان باز مىشناسيم ، كه هرچند از دانش بىبهره نبودهاند ، مجال پرداختن بدينگونه كارها ، جز بر آهنگ نامآورى ، داشته باشند . آنچه امروز ما را با آن كار است اثرى ارزنده و سودمند و فراگير است كه جامع التّواريخ نام يافته است كه در گونهء خود از ارزش و اعتبارى و الا و پايگاهى بلند و ارجمند در تاريخنگارى ايران برخوردار است . اين ما را بس است كه در آغازين روزگار سدهء هفتم از سالهاى 705 تا 717 ه . ق با بخشهايى از تاريخ عالم روبرو هستيم چون تاريخ هند و تاريخ افرنج و تاريخ بنى اسرائيل و تاريخ چين و تاريخ اغوز ، افزون بر تاريخ ايران باستان و ايران اسلامى چون تاريخ سامانيان و بويهيان و غزنويان ، تاريخ سلجوقيان ، تاريخ خوارزمشاهيان ، تاريخ سلغريان و تاريخ اسماعيليان و رفيقان ؛ با بهرهمندى از اين آگاهى كه تاريخ هند برگرفتهاى از اثر نامدار ابو ريحان بيرونى است با افزونيهايى كه راهب بودايى كمالاشرى بر آن افزوده است ؛ و تاريخ ختا از دو نگارندهء چينى : مكسون و ليتاچى ؛ و تاريخ افرنج بر پايهء كشف دانشمند نامى مأسوف عليه كارليان - كه پنجاه سال از عمر شريف خود را بر سر پژوهش و نگارش و ترجمهء جامع التّواريخ به زبان آلمانى به سر برده است - بدرستى دريافته است كه تاريخ افرنج نيز برگرفته از اثرى در